خرید بک لینک

درباره سایت

کاربران تبریک جهت ورودتان
سایت اصلی ما tazetarinha.niloblog.com
ثبت کالاودرج آگهی بانازلترین قیمت برروی کادرزیرکلیک کنید

تماس مستقیم مدیریت: روی(تماس با من)کلیک کنیدتابزودی باشماتماس برقرارشود ایمیل:[email protected] شماره پیام;9395249005

امکانات وب

Ù¾Ûx8cاÙx85Ú© جÙx87ت ثبت تبÙx84Ûx8cغ:9370470071 Ú©Ùx84Ûx8cÙx87 ØxadÙx82Ùx88Ùx82 Ùx85ادÛx8c Ùx88Ùx85عÙx86Ùx88Ûx8c ساÛx8cت براÛx8c Ùx86Ùx88Ûx8cسÙx86دÙx87 Ùx88Ùx85دÛx8cرÛx8cت Ùx85ØxadÙx81Ùx88ظ است Ùx88Ùx85تعÙx84Ùx82 بÙx87 ساÛx8cتtazetarinhaÙx85Ûx8cباشد
سفر کردن و چقدر دوست دارید ؟
سفرهای کم جمعیت دوست دارید یا دسته جمعی و زیاد ؟
ترجیح میدید با چی سفر کنید ؟


برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

اگه قرار باشه اعتراف کنی به یه اخلاق بد تو وجود خودت به چی اعتراف میکنی ؟

صادقانه جواب بدید ها ؟



برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

موزیک چه نقشی تو زندگی روز مره شما داره ؟

اصلا نظرتون در مورد موزیک چیه ؟


برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

چی رو گناه میبینید ؟

تا چه حد مراقب اعمالتون هستید که گناهی نکرده باشید ؟



برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

اگه یه روز تصمیم داشته باشید ازدواج کنید دوست دارید

تو چه موقعیتی و با چه شرایطی ازدواج کنید ازتون میخوام صادقانه جواب بدید ؟


برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

ایده هال هاتون برای انتخاب یه دوستی خوب و پایدار چیه ؟ نظر بدید


برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

عشق رو بخواید توصیف کنید چطوری توصیفش میکنید ؟ نظر بدید


برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

... 5 شنبه صبح ، نیت پیاده روی واستفاده از هوای سالم و مفرح جنگل النگدره را نمودیم.

در مسیر بازگشت از جنگل صحنه جالبی مشاهده گردید . . .

تعدادی از مدیران و رؤسای یکی از نهادهای خاص ! که گویا بهمنظور و قصد پیاده روی و ورزش دسته جمعی به جنگل النگدره آمده بودند ( البته تعدادزیاد ماشینهای دولتی و شخصی باور آن را کمی سخت نموده بود ) همگی شاد و خندان نشستهبوده و تعدادی دیگر نیز مشغول باد زدن کباب و مهیا نموده مقدمات . . . بوده و سپس بهتناول صبحانه ساده ! مورد اشاره پرداختند.البته نفس ورزش اشکالی ندارد اما . . .

اینکه اینان در ساعات کاری که باید در محل کار حضور داشتهباشند اینگونه و همه با هم ! به جنگل آمده بودند و قطعاً بابت این ساعت و ساعتهایدیگر ( چون تقریباً هر هفته همین موضوع مصداق دارد) حقوق و مزایا هم می گیرنداحتمالاًدرست نباشد به هر حال حضور نداشتن یک مدیر و رییس در محل کار خود حتی براییک دقیقه مساوی است با معطل ماندن یک پرونده ، امضاء نشدن یک نامه ، منتظر ماندنیک ارباب رجوع ، کاهش بازدهی کاری و . . .

با توجه به مشکلات مالی و . . . که در اکثر ادارات ( و بهخصوص اداره مذکور ) وجود دارد اگر اینان با بودجه بیت المال و هزینه اداره خودشانآمده اند که خب باید وامصیبتا گفت و اگر با هزینه خود آمده اند ( که بسیار بعید استایشان هر هفته این چنین خرج سنگینی بکنند ) باز هم در انظار عمومی صورت خوشایندیندارد . . .

چه خوب بود اندکی از وقت و هزینه مورد نظر نیز به کارمندانزیرمجموعه داده می شد تا این گونه شاهد اضافه وزن در آنان نباشیم . . .

به هر حال موضوع عدالت و استفاده از امکانات و خدمات رفاهیو . . . برای همه کارمندان از مدیر تا کارمند جزء در تعدادی از ادارات مزاحی بیشنمیباشد

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

برگ ریزان پاییزی در اواسط تیرماه و در جمعه ای آرام ،گرگان را زیبا و دوست داشتنی و به یاد ماندنی کرده بود....

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

با توجه به تذکرات تعدادی از خوانندگان و تصمیم مدیران وبلاگ مبنی بر احترام به نظرات عزیزان تعدادی از مطالب بحث برانگیز و مورد مناقشه حذف گردید.

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

در برنامه کاروان"همه با هم"ویژه انتخابات ریاست جمهوری که از سیمای مرکز استان گلستان پخش میشود کسی که لباس بلوچی پوشیده و لنگته سیستانی دارد و به عنوان نماینده این قوم میباشد در حقیقت شخصی ترک میباشد که با دقت در چهره و لهجه ایشان این أمر کاملاً مشخص میشد.اینکه سازندگان برنامه و مدیران بالادستی هدفشان از قراردادن یک شخص ترک در لباس سیستانی و صحبت کردن با لهجه سیستانی،چه چیزی میباشد با عاقلان.اما این مورد مصداق عینی آن ضرب المثل است که : گنجشک را جای قناری رنگ کردن!!!!

البته منتظر جوابیه دوستان یا مسئولین صداو سیمای استان میباشم.

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

1- عزیزی میگفت در یادواره شهدای روستای حیدرآباد یکی از اعضای فعلی شورای شهر گرگان از ماشین پیاده و به سمت مسجد میرود.پیرمرد روستایی با لبی خندان و بشاش به سوی وی میرود و با همان صفا و سادگی روستایی به وی سلام میکند و دست دراز میکند و خوش آمد میگوید اما این برادر بزرگوار گویی یک جذامی را دیده و با گفتن علیک السلام از وی دور میشود و پیرمرد هاج و واج که حاجی کلاتی!!! چرا این طوری بود؟؟؟

2- دور زدن کامیونها در بریدگیها ممنوع میباشد بخصوص بریدگیهایی با عرض کم که باید خودروهای سنگین با چند فرمان و عقب و جلو کردن رد بشوند.جالب اینجاست که خودروهای سنگین بخصوص اتوبوسهای شرکت واحد گرگان و کامیونها در تمامی بریدگیهای کمربندی بویژه روبروی اداره راهنمایی و رانندگی استان خیلی مرتب و ریلکس و هر زمان که اراده کنند دور میزنند و بی خیال ترافیک و حادثه و ... میشوند.برادران راهنمایی و رانندگی حداقل جهت حفظ ظاهر هم که شده اجازه ندهند خودروهای سنگین از بریدگی جلوی اداره شان دور بزنند و ....

3- چند ماه پیش شرکت اوریف لیم به علت کارکرد هرمی و ... ممنوع الفعالیت شد و دفاتر آن بسته شد اما پس از چندی تبلیغ اوریف لیم در شبکه تهران روز 1 شنبه مورخه 91/12/20 ساعت 1600 پخش شد.پیدا کنید پرتقال فروش را ...

4- چندی قبل به سالن ورزشی جهان پهلوان تختی رفته بودم . در وسط راهرو بنر بزرگی توجه من را جلب کرد در آن عکس و اسامی نام آوران ورزش گرگان درج گردیده و همگی بازیکن -مربی یا سرپرست در حد تیم ملی و یا بنیانگذار رشته های ورزشی در گرگان و استان میباشند اما در این میان اسم و عکس آقای تقی ایزد به عنوان جانباز 70% و رییس شورای تربیت بدنی استان و رییس آموزش و پرورش گرگان! درج گردیده که هیچ سنخیت و تناسبی با دیگر عزیزان و ... ندارد و صد البته پیشینه ورزشی هم ندارند و علت درج نام ایشان در بین نامداران ورزش گرگان ر ا به عهده شما میگذارم.

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

با سلام خدمت خوانندگان

و عرض معذرت بابت غیبت بیش از 7 ماه و به روز نشدن وبلاگ

انشاءالله در صورت مساعد بودن شرایط و در فرصت مناسب شروعی دوباره خواهیم کرد

منتظر نظرات و پیشنهادات شما عزیزان هستیم...

با تشکر : منصور

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

چندی قبل با گشت و گذار در سایتهای استانی و بخصوص گرگان به مطلبی برخوردم که جالب ! بود.

برای کسانی که سیستانیها را به عنوان مهاجر و غیر بومی خطاب میکنند توصیه میشود که به اینجا سری بزنند:

مرکز بزرگ اجتماعی فرزانگان جلین


در بین مطالب صفحه فوق (تاریخچه جلین) مطلبی ست با عنوان:

چگونگی تشکیل چهار محله: عرب، پائین محلی، ایزد (یابو محلی) و تازیکی.............حتماً بخوانید.....

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

دکتر عبدالحسین ناصری

کاندیدای دور دوم انتخابات مجلس نهم شورای اسلامی

نامزد مورد حمایت جبهه پایداری انقلاب اسلامی و جبهه متحد اصولگرایی

کد نامزد ( 82 )

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

آقای کدخدایی سخنگوي شوراي نگهبان از تاييد صحت انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي در 40 حوزه انتخابيه از جمله گرگان و آق قلا خبر داد.

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

با پایان رأی گیری و شمارش آراء ، نتیجه انتخابات در حوزه گرگان وآق قلا اعلام شد.

از جمع 253،572 !!!رای ماخوذه در حوزه انتخابیه گرگان و آق قلا.....

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:29

جلسه عمومی گروه

یکشنبه ۵ خرداد ساعت ۱۸ بوستان لاله

معرفی برنامه هفته آینده و تجزیه و تحلیل اخلاق در ورزش

گروه کوهنوردی ایران کهن

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:28

نام برنامه : صعود یک روزه به قله کلکچال

نام سرپرست:مجید دارابی

تاریخ برنامه: ۲۷ اردیبهشت ۹۲

نوع برنامه : کوهنوردی

راهنما:امیر موسی پور

پشتیبان:عباس شاه ابراهیمی

لوازم مورد نیاز:کوله یک روزه ،کفش مناسب،باتوم،صبحانه،ناهار،تنقلات وآجیل،حداقل یک لیتر آب،لباس مناسب.

موقعیت جغرافیایی:

کلکچال نام یکی از کوههای شمال تهران و همچنین نام یکی از پناهگاههای کوهنوردی در همان محدوده است.ارتفاع پناهگاه کلکچال 2600متر و ارتفاع قله کلکچال3350متر(3430متر)است.این پناهگاه سه مسیر دسترسی دارد:پارک جمشیدیه،گلاب دره و دره وزباد.پناهگاه دارای تاسیسات آب و برق است و زیر نظر وزارت آموزش و پرورش اداره می شود.این پناهگاه در سال 1339 توسط سازمان پیش آهنگی ساخته شده است.بر روی برج سفید آن نام گروههای پیش آهنگی به چشم می خورد.

بررسی توپوگرافی:

قله کلکچال در ناحیه البرز مرکزی و در مجاورت قله اسپیلت که در شرق آن است و در ادامه به لزون و پیاز چال و نهایتا قله توچال منتهی می گردد،قرار گرفته و از سمت غرب هم پس از عبور از تیغه های دارآباد به قله دارآباد متصل میگردد.

شرح برنامه:

ساعت6:15 جهت حضور و صعود به قله کلکچال از مسیر پارک جمشیدیه از طرف سرپرست اعلام شده بود.ساعت 6:20 پس از حضور همه برنامه صعود آغاز شد.

در میانه راه آواز زیبای پرنده ها،شکوفه های سفید و بنفش بهاری و صدای شر شر جوی های باریک آب که از چشمه ها روان بودند تاکیدی چند باره بر زیبایی وصف ناپذیر ایران کهنمان بود.

ساعت 8 برای صرف صبحانه در بخشی از فضای یادمان شهدای گمنام عزیز کشورمان ،توقفی 45 دقیقه ای داشتیم.( در اینجا سرویس بهداشتی وجود دارد.)

ساعت 8:45 دقیقه به سمت قله حرکت کردیم ودر ارتفاع 3500 متری پس از 1 ساعت و 15 دقیقه کوهپیمایی بسیار دلنشین به سر قدمی آقای موسی پور عزیز در هوای نیمه ابری و آفتابی10 دقیقه توقف داشتیم و پس از آن تا قله توقفی نداشتیم مسیر پاکوب مشخص بود والبته تابلوهای راهنما هم در مسیر نسب شده است ،راس ساعت 11:14 دقیقه بر فراز قله 3430 متری کلکچال ایستادیم.

به رسم زیبا و همیشگی گروه ایران کهن سرود ملی کشورمان را با افتخار خواندیم و جمله ای زیبا از طرف هر یک از اعضای گروه تقدیم به این صعود شد.

پس از نوشیدن چای دلچسب و تماشای مناظر اطراف و چشم انداز دریا گونه شهر تهران ساعت 11:40 دقیقه آماده فرود بودیم.(ساعت 11:45 دقیقه حرکت کردیم )راس ساعت 1:05 دقیقه به اردوگاه کلکچال رسیدیم.به علت حرکت بسیار خوب و نظم و زمانبندی عالی، وقت کافی برای توقف در اردوگاه وصرف ناهار و لذت بردن از آفتاب دلپذیر و آب زلال چشمه وجود داشت.(در اینجا سرویس بهداشتی وجود دارد)

ساعت 14:30 برای ادامه فرود به سرقدمی آقای سیسی اعلام شد.راس ساعت ۱۵:55 به پارک جمشیدیه رسیدیم و با بدرقه باران این صعود هم با تمام زیبایی هایش به پایان رسید.

با تشکر صمیمانه از تک تک اعضای گروه...به امید صعودهای بعدی...

گزارش برنامه : معصومه خدایاری

هزینه برنامه : این برنامه هیچ هزینه ای برای همنوردان در پی نداشت

شرکت کنندگان :

معصومه خدایاری . ناصر ذاکری . علیرضا قره داغی . محمد سی سی. امیر موسی پور . مجید دهباشی. وحید مهربانی . مجید دارابی

"گروه کوهنوردی ایران کهن"

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:28

نام برنامه: دریاسر

نام سرپرست: امید علیدوست و سی سی

تاریخ برنامه: ۱۸و ۱۹ و ۲۰ اردیبهشت ۹۲

نوع برنامه: کوهپیمایی

پشتیبان برنامه : مجید دارابی

شرح برنامه:

ساعت ۲۱ شب به همراه تعدادی از دوستان که از مشهد آمده بودند به سمت کرج حرکت کردیم، دوستان کرجی هم ساعت ۲۱:۳۰ به ما پیوستند. از طریق اتوبان رشت به مسیر ادامه دادیم و بعد از گذر از شهرهای زیبای منجیل،رودبار،آستانه اشرفیه،رامسر،شیرود و جاده دو هزار به دوراهی هتل سیالان (۶:۴۵) رسیدیم. کوله ها را از اتوبوس پیاده کردیم و منتظر نیسان هایی شدیم که پیشتر، از طرف گروه برای ادامه مسیر هماهنگ شده بود چون جاده روستا با توجه به پیچ های متعدد و نسبتا پرشیبش که یک سوم پایانی آن هم آسفالت نشده بود برای اتوبوس مناسب نبود...

راس ساعت ۷:۴۵ نیسانها رسیدند و پس از صرف صبحانه، کوله ها بار نیسان شد، تقریبا تمام گروه منهای چند نفر به مقصد روستای زیبای عسل محله که آخرین روستا قبل از شروع کوهنوردی سبک بود سوار نیسانها شدند.

جاده کوهستانی بسیار زیبا بود و پیاده روی در میان این همه زیبایی وصف ناپذیر...

ساعت ۹:۱۵ صبح به روستای عسل محله رسیدیم، کوله ها را برداشتیم و به سرقدمی همنورد و پیشکسوت ورزش کوهنوردی استاد شاه ابراهیمی صف تشکیل شد. مسیر پاکوب عالی بود با شیب ملایم با عرض تقریبی ۷۰ سانتی متر و مشرف به دره سرسبز... به علت بارش باران شدید مسیر لغزنده بود، بعد از گذر از گردنه های زیبای غرق مه ساعت ۱۰:۳۰ به منطقه نسبتا همواری رسیدیم که اولین رگه های چشمه دریاسر را در میان انبوه مه و شبنم های غلتان به نظاره نشستیم. رطوبت هوا ۸۰ درصد بود ، گویی در میان ابرها قدم می نهادی، حضور گلها و درختان زیبا بود که یادآوری میکرد هنوز روی زمین هستیم. ساعت ۱۱:۳۰ به دشت زیبای دریاسر رسیدیم، مه بر دامن سبز و پوشیده از گلهای زرد رویا می بافت ...

با توجه به راهنمایی سرپرست گروه چادرها برپا شد (۱۲:۳۰)

بعد از کمی استراحت و صرف نهار با تعدادی از افراد مشتاق گروه از مسیر پاکوب که از میان دشت سبز و پر از گلهای زرد و صورتی و پونه های وحشی می گذشت به سمت قله سیالان حرکت کردیم .. بعد از رسیدن به رودخانه چند دقیقه ای کنار رودخانه توقف کردیم و آبی به دست و رویمان زدیم. و با توجه به مه بسیار شدید ادامه مسیر عقلانی به نظر نمی رسید و با صلاح دید سرپرست برنامه از همان مسیر به سمت کمپ برگشتیم.

در میان دشت اسب های آزاد، سرمست از رهایشان، سرخوشیشان را به رخ هر بیننده ای می کشیدند.

با هیزوم هایی که دوستان جمع آوری کرده بودند آتشی برپا شد که با توجه به دمای ۷ درجه و بارش باران ، دلگرم کننده بود. شب کم کم فرا رسید و شام را با دوستان میل کردیم ، دور آتش بودیم که باران شدیدتر شد ، پراکنده شدیم و به چادرهایمان رفتیم، با لالایی باران به خواب رفتیم و با صدای مرغ شباویز کم کم از خواب بیدار شدیم . امروز از میزان مه کمی کاسته شده بود و منظره های شگفت انگیزی پیش رویمان بود. پس از صرف صبحانه ساعت ۱۳ از طرف سرپرست برای جمع کردن چادرها و بستن کوله ها اعلام شد.

به رسم همیشگی گروه ،سرود ای ایران با نظم و افتخار و شکوه تمام دست در دست خوانده شد و همچنین به مناسبت روز ۲۵ اردیبهشت روز بزرگداشت شاعر ارزنده کشورمان فردوسی ، اشعاری از شاهنامه که بر روی پرچمی که با این عنوان نوشته شده بود قرائت شد و از این شاعر بزرگ کشورمان به نیکی یاد شد..

به سرقدمی استاد شاه ابراهیمی صف تشکیل شد و آماده بازگشت بودیم ۱۳:۱۵

در میانه راه درختان کنهسال و استوار این سو و آنسو قد برافراشته بودند و یادآور عظمتی کهن بودند. پس از طی مسیر به مدت یک ساعت و چهل و پنچ دقیقه به روستای عسل محله بازگشتیم و در کنار درخت تنومند چند هزار ساله افرا با قطر تقریبی سه متر و ارتفاع حدودا سی متر منتظر آمدن نیسانها شدیم. چنین درختی با آن شکوه متاسفانه هیچ نشانه ای از ثبت و شناسه نداشت.

نیسانها آمدند کوله ها را بار کردیم باز تعدادی سوار شدند و تعدادی از بچه ها هم پیاده به را افتادند. سرمست از زیبایی کوه ها و سبزی سبزه ها و رنگارنگی کلبه های کوهستانی...!

جاده گاهی شیب ملایم داشت و مناسب برای دویدن و گاهی شیب تند می شد و آهنگ ما ملایم... اکسیژن به قدر کافی، دمای هوا عالی ۱۵ درجه و سرعت وزش باد ۸ کیلومتر.

تمام گروه ساعت ۱۶:۳۰ پای اتوبوس بودند. کوله ها را از پشت نیسان به صندوق اتوبوس انتقال دادیم، اتوبوس راس ساعت ۱۷ بعد ازظهر حرکت کرد . توقفی یک ساعته نزدیکی رشت برای صرف شام داشتیم و ساعت سه به کرج و قبل از ساعت پنج صبح روز شنبه ۲۱ اردیبهشت ۹۲ به تهران ، میدان آزادی رسیدیم.

گزارش برنامه : معصومه خدایاری

هزینه برنامه : شصت هزار تومان

شرکت کنندگان:

خانم ها : بیگی . ریگی . مهناز علیون. ناهید اصغریان. الهام اصغریان. سینابانو نیازی. هستی . صدف . مائده ایرانیان. ریحانه صفایی. معصومه خدایاری. شکوفه میرزاآقابیگ.فاطمه ارسالی . مینا کریمی.

آقایان: شاه ابراهیمی. رامین مقدم . وحید مهربانی. محمد همتی . کیوان کریمیان. احسان جوادی. احسان کاظمی . محمد حسین موسوی . سهیل والی پور . عباس شهبازی . ناصر ذاکری . وحید تقوی . احسان اسماعیلی . مهدی محمودی . مرتضی محمودی. مهیار سامانی پور . سعید غزلیان. رضا جوانی .امیررضا طبیب خوئی. امیر عمرانی.فرهاد آبسالان . محمد سی سی و امید علیدوست

ز شهنامه گیتی پر آوازه است جهان را کهن کرد و خود تازه است

تویی دودمـــان سخن را پـــدر به تــــو بازگـــــــــرد نژاد هـــــــنـــــر

رستم حکیم سرزمین کلمات، سیمرغ عرصه های بلند شعر، بلندباد سایه سار اندیشه ی نابت و شگرف باد وسعت باورت

۲۵ اردیبهشت سالروز بزرگداشت حکیم فردوسی گرامی باد

"گروه کوهنوردی ایران کهن"

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:28

برنامه سه روزه قلعه بابک

14 الی 16 خرداد

سرپرست : وحید مهربانی

دوشنبه ۱۳ خرداد شب حرکت ، پنج شنبه۱۶ خرداد برگشت ( زمان برگشت متاثر از ترافیک جاده ای است )

روز اول : ساعت هشت صبح ورود به تبریز... حرکت به سمت کلیبر (190 کیلومتر) بازدید از مقبره شیخ شهاب الدین اهری یکی از انبیه های تاریخی شهر اهر، صعود به سمت قلعه بابک ... کمپ شب اول در دامنه جنگل ارسباران می باشد.

روز دوم : عزیمت به قلعه درسی، کلیسای آینالی ، نوار مرزی ایران و ارمنستان، بازدید از حمام کردشت، آبشار، بازدید از بازار مرزی جلفا، شهرجلفا، رودخانه ارس، کاروانسرای عباسی، کلیسای چوپان، کلیسای سنت استپانوس، دره شام، اقامت در پارک کوهستانی جلفا

روز سوم: حرکت به سمت تبریز و عزیمت به کندوان، بازدید از روستای تاریخی حیله ور و دهکده توریستی کندوان، بازدید از آرامگاه دوکمال، خانه پروین اعتصامی، حمام نوبر، مسجد کبود، مقبره شهریار

همنوردان عزیز توجه داشته باشید که اقامت هر دو شب کاملا به صورت کمپینگ خواهد بود...

(راهنما در طول مسیر، تمامی توضیحات لازم را نسبت به مناطق خواهد داد)

پیش بینی هزینه برنامه : یکصد هزار تومان

فرصت ثبت نام : ۳۰ اردیبهشت

"گروه کوهنوردی ایران کهن"

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:28

نام برنامه: بازدید از باغ پرندگان چهارباغ ( به مناسبت اول اردیبهشت سالروز بزرگداشت استاد سخن، سعدی شیرازی)

نام سرپرست: امید علیدوست و مجید دارابی

تاریخ برنامه: ۳۰ فروردین ۱۳۹۲

نوع برنامه: پرنده شناسی

شرح برنامه

با حضور تمامی دوستان و همنوردان عزیز در ساعت ۷:۵۰ صبح میدان آزادی تهران را به سمت کرج ترک کردیم . با پیوستن دوستان عزیز کرجیمان در ساعت ۸:۳۰ صبح به سمت دره کردان حرکت کردیم .

بعد از تقریبا نیم ساعت با دیدن تابلوی بهارستان (نرسیده به چهارباغ) تغییر مسیر داده و بعد از چند دقیقه که از خاکی گذشتیم با تمامی دوستانمان که نزدیک هشتاد نفر میشیدم از ماشین پیاده شدیم و نزدیک ده دقیقه مسیر را به صورت پیاده طی کردیم ...

سپس در منطقه ای هموار به مدت چهل دقیقه برای صرف صبحانه ایستادیم که این مدت همراه بود با شادی و نشاط تمام دوستان.

بعد از صرف صبحانه از همان مسیر برگشتیم تا به دو دستگاه اتوبوس که توسط علی آقا و آقای احمدی ( دو راننده ی بسیار عزیزمون) اداره میشدند رسیدم و مجدد به سمت چهارباغ حرکت کردیم . بعد از دیدن تابلوی چهارباغ تغییر مسیر دادیم و بعد از گذشتن از روی اتوبان به سمت منطقه بسیار خوش آب و هوای چهارباغ حرکت کردیم .

بعد از گذشتن از سهیلیه با ورود به هشتگرد به مدت نیم ساعت برای بازدید از یک تپه باستانی ایستادیم که توضیحات کامل سرپرست بسیار محترم برنامه آقای مجید دارابی لذت تماشای این تپه را دوچندان کرد ..

سپس به سمت باغ پرندگان حرکت کردیم و با ورود به این باغ همنوردان عزیزمان با دیدن پرندگان مختلف به وجد آمدند... از نکات قابل تامل باغ پرندگان چهارباغ محل ناامن و کثیفی بود که برای پرندگان تدارک دیده شده بود که جا دارد از این همین جا صدای ما به گوش مسئولین رسیده و اقدامامت لازم را برای پاکسازی و زیباسازی محل زندگی این پرندگان انجام دهند.

بعد از بازدید از باغ پرندگان برای تماشای دو گلخانه اقدام کردیم که با هماهنگی قبلی به هر کدام از دوستانمان یک کاکتوس کوچک بعنوان هدیه یادبود اهدا گردید.

در ساعت ۱۴:۳۰ دقیقه ظهر بود که به باغ همنورد عزیزمان آقای دارابی رسیدیم و با وارد شدن به باغ و خوردن نهار و صحبت و گفتگوی دوستانمان هم بالا گرفت و خاطرات گذشته همچون نگینی زیبا یادآور روزهای باهم بودن را به رخ میکشید...

با نزدیک شدن به غروب با برپایی مسابقه طناب کشی شور و حال وصف ناپذیری بین دوستانمان بود ... مسابقه طناب کشی با ده تیم چهار نفره برگزار گردید که از طرف سرپرستان برنامه به رسم یادبود و به مناسبت بزرگداشت استاد سخن سعدی ، به تیم اول مسابقه چهار جلد از دیوان اشعار سعدی اهدا گردید..

در ساعت هشت شب هم برنامه به اتمام رسید و به سمت تهران حرکت کردیم ... در ساعت ۱۰:۴۵ این برنامه هم با تمام خاطرات خوبش به پایان رسید

هزینه برنامه : ۲۵۰۰۰ تومان

شرکت کنندگان:

عباس شاه ابراهیمی و خانواده محترمشان،جمال سجادی، مهناز بدر،سعید غزلیان، زهرا شاهکویی،امیرمهدی، محمد همتی ، احسان جوادی ، شکوفه میرزاآقابیگ، محمدیزدانی، وحیده، وحید مهربانی، زهره حقی، زهرا منور، احسان کاظمی، مهدیه، شاهرخ جبلی،بهار، فراهانی،بهنام مهرداد، مریم قادری،رامین مقدم،محمدحسین موسوی، سهیل والی پور، آلاله، مریم خانم ، ناصر داوری، منیرخانم، لیلی خاکباز و خانواده محترمشان، میثم دارابی، محسن دارابی،خانم دارابی ، خانم علیخانی، محمد سی سی ، هادی مالکی، مجید دارابی و امید علیدوست و سایر دوستان عزیزمان ....

گروه کوهنوردی ایران کهن به پاس ادب و احترام ضمن ارج نهادن به مقام والای شاعر ارزنده کشورمان (سعدی شیرازی) از تمامی دوستانی که در این برنامه حضور داشتند تشکر و قدردانی ویژه ای بعمل می آورد..

همین طور قدردان تمام تلاش و زحمات شبانه روزی آقای محمدی و آقای شفیعی و همین طور میثم و محسن دارابی هستیم ...

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:28

برنامه دو روزه دریاسر ( کوهپیمایی سبک )

حرکت : چهارشنبه شب 18 اردیبهشت
برگشت : جمعه شب ، 20 اردیبهشت
سرپرست: امید علیدوست
تجهیزات : کمپینگ
پیش بینی هزینه برنامه : پنجاه هزار تومان
ظرفیت ثبت نام : 30 نفر

" گروه کوهنوردی ایران کهن "

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:28

برنامه یک روزه بازدید از باغ پرندگان، تپه های باستانی و گلخانه چهارباغ

جمعه 30 فروردین
سرپرست: امید علیدوست و مجید دارابی
پیش بینی هزینه برنامه : 25000 تومان
فرصت ثبت نام : چهارشنبه 28 فروردین
توضیحات بیشتر در جلسه عمومی گروه


" گروه کوهنوردی ایران کهن "

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:28

جلسه عمومی گروه یکشنبه 25 فروردین ساعت 18
بوستان لاله
گزارش عملکرد گروه در سال 91
و معرفی برنامه یک روزه باغ پرندگان چهارباغ

"گروه کوهنوردی ایران کهن"

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:28

نام برنامه: ایران گردی استان گلستان

نام سرپرست: امید علیدوست

تاریخ برنامه: هشت تا یازده فروردین ۹۲

نوع برنامه: ایران گردی

شرح برنامه:

به نام آفریننده خرد و زیبایی

ضمن تبریک سال نو آرزوی سالی پربرکت برنامه نوروزی امسال، ایرانگردی به مقصد استان گلستان بود که دیدار از سه تالاب بین المللی، آرامگاه باستانی خالدنبی، دیوارگرگان، بندرترکمن، آشوراده و گنبدقابوس در دستور برنامه سرپرست محترم قرار داشت و به شکل کمپینگ همراه با سرو دو غذای محلی به سرپرستی جناب آقای امید علیدوست از پنج شنبه ۸/۱/۹۲ ساعت ۲۳:۳۵ آغاز و در تاریخ یکشنبه ۱۱/۱/۱۳۹۲ ساعت ۲۳:۴۵ به اتمام رسید .

در این برنامه ۴۲ همراه که ۷ تن از آنان دوستان عزیز کرج بودند شرکت داشتند و ما به سمت جاده فیروزکوه حرکت کردیم. ۶:۱۰ در بهشهر بودیم. ماه کامل با درخشش جاودانه اش جلوه ای همیشه دیدنی در طول مسیر بود و اولین هدیه ی با شکوه نوروز از آغاز سفر درختان بهارنارنج و عطر سخاوتمندشانبود که در توقف سحرگاهی تقدیممان شد. سپس دشتهای پوشیده از مزارع پربرکت گلزا که در هوای ابری ، تجسم پرتو نور خورشید را برپهنه ی وسیع و مخملی منطقه داشتند.

ساعت ۷:۲۵ در بندرترکمن صبحانه خوردیم و با قایق به سمت جزیره آشوراده حرکت کردیم. قایقران اهل دل قایق ما، علاوه ویراژهای هیجان انگیزش، ما را نزدیک به حضور مرغان ماهیخوار و بعضی دیگر از آخرین پرندگان مهاجر بد و در خصوص قعله ی باستانی جزیره صحبت کرد. هم اکنون قسمتهایی از این قلعه بومی باقیمانده زیرا مصالحش طی سالهای گذشته صرف خانه سازی شده است .

ساعت ۹:۱۵ در جزیره بودیم و چهل دقیقه در جزیره گردش کردیم . ابتدا در مسیری به سمت ساحل صدفی با چشم انداز آبی و خاکستریهایی خیره کننده و امواج آرامش بخش و سپس در مسیر اصلی که به سمت قلعه می رفت و البته پر از کاکتوسهای زیبا و بوته های تمشک بود که افسوس...! ما را هیچ معطل نمی کرد!

۵۰ دقیقه نیز ، در بازار سنتی بندرترکمن فرصت تماشا و خرید داده شد و سپس ۱۱:۱۵ از جاده ترکمن به جاده گرگان و به سمت گنبد رفتیم.

در طول مسیر مزارع گندم و دانه های روغنی گلزا هارمونی هماهنگ سبز و زرد، همراه با ساقه های بلند نی که عموما برای پرچین استفاده می شود، نوازشگر چشمان بود.

پس از گذشتن از شهرستان آق قلا به معنی قلعه سفید و دیدار کوتاه و سریع گونه های اصیل اسبهای ترکمن در میدان سوارکاری کنار جاده، به مرزپل رسیده و ۱۳:۱۵ در منطقه تالاب اینچه بودیم.

تالاب در آرامشی ژرف با رنگهای سرمه ای ، بنفش و انواع آبی ها ، خود را به دست باد شهیر منطقه سپرده بود و کنار گلهای وحشی و بی نظیر آنجا، در تفاهم کامل بود.

جناب آقای بهلکه راهنما و محیط بان محترم منطقه، میزمان ما در محل کمپ هم بودند و ما در ساعت۱۴:۱۰ اطراف ساختمان محیط بانی در تالاب آلاگل، اطراق کردیم.

پس از صرف ناهار و استراحت از ساعت ۱۶:۳۰ تا حدود ۲۰ از تالاب آلاگل تا تالاب آلماگل و دریاچه نمک پیاده روی انجام گرفت .

شام یک غذای محلی و سنتی ترکمن با عطر و طعمی خوش به نام چکدرمه ازبکی بود و با وجود قدرت و سرعت باد که تداعی شبی برفراز پناهگاه قله را می نمود، با آسودگی به صبح رساندیم.

روز شنبه ۱۰/۱/۹۲ ، ۹:۵۰ حرکت از آلاگل به سمت گنبد قابوس بود و تنها یک ربع در یونجه زاری توقف داشتیم. ۱۱:۳۰ به مدت یکساعت از گنبد قابوس دیدن کردیم.

این مداد باشکوه و تاریخی که یکی از نمادهای فرهنگی کشورمان است طبق گزارش راهنمای محترم حاضر در آنجا "بلندترین برج آجری جهان است و توسط قابوس بن وشمگیر چهارمین حاکم آل زیاد ساخته شده و قابوس با ساختن این بنا خواسته عظمت و شکوه خود را نشان بدهد و هم چنین راهنمایی برای کسانی که به این منطقه می آمدند، باشد. بنا با ۵۳ متر ارتفاع از سطح زمین و ۱۰ متر زیربنا، ۶۳ متر ارتفاع دارد و از آجر و ملات ساروج که باعث استحکام بنا می شده، ساخته شده است . دور تا دور بنا ۲ دریف کتیبه وجود دارد و در سال ۳۹۷ قمری و در طول حیات قابوس ساخته شده. گمان می رود چون آرامگاهی از قابوس موجود نیست ، اینجا آرامگاهش باشد اما هیچ مدرک معتبری برای اثبات این نظریه وجود ندارد. قبل از حرکت به سمت دیوار گرگان به لطف آقای حقیری از اقوام محترم خانم و آقای سجادی یک شیرینی محلی یادگار قوم تاتار، با همین نام را خوردیم که از ایشان و مهمان نوازیشان تشکر و قدردانی می شود.

۱۳:۲۰ تا ۱۳:۴۰ از دیوار گرگان و منطقه فوق العاده زیبای آن دیدن کردیم. بارش باران لطف این دیدار را دوچندان کرده بود. طبق اطلاعات موجود از منابع معتبر: دیوار گرگان یا دیوار سرخ که در متون قدیمی به نام مارسرخ نیز خوانده شده ، دیواری تاریخی است که از کنار دریای خزر در ناحیه گمیشان آغاز شده تا کوههای گلیداغ در شمال شرق کلاله ادامه می یافته. هم اکنون تقریبا تمام این دیوار از بین رفته و تنها بخشهایی کوچک از آن در زیر خاک مدفون مانده باقی است. دیوار تاریخی گرگان بعد از دیوارچین بزرگترین دیوار دفاعی جهان است . این دیوار عظیم تاریخی که ۲۰۰ کیلومتر طول دارد در ۲۹ تیر ۱۳۷۸ به ثبت ملی رسیده است . بیشتر تاریخ نگاران بر این باورند که انوشیروان ساسانی این دیوار را بنا کرده اما گردیزی در زین الخبار آغاز بنای آن را یزدگرد اول و اتمام آن را به انوشیروان نسبت می دهد. بسیاری از کارشناسان بر این باورند که دیوار تاریخی گرگان هم زمان با دیوار چین ساخته شده و هر دو بنا برای مقابله با گروهی از مهاجمان به نام هیتالها که از شمال وارد می شدند، ساخته شده است .

در مسیر بقعه خالد بن سنان همراه با قطع بارندگی به یکی از بی نظیرترین نمایشگاههای نقاشی طبیعت قدم گذاشتیم. تپه های ماهور با رنگ سبز درخشانشان به راستی ملودی رنگها را می نواختند و در این وسعت سبز، طلای ناب مزارع گلزا خیره کننده بود.

۱۴:۳۸ در محل بودیم و ناچار شدیم با دو ماشین سواری متعلق به دوستان و یک نیسان تا بقعه برویم که همین جا از همکاری این دوستان تشکر و قدردانی می شود.

ساعت ۱۵:۵۰ از دو بقعه عالم بابا و خالد نبی دیدن کردیم ، منطقه کوهستانی و در فاصله ۹۰ کیلومتری شمال شرق گنبدقابوس و ۵۵ کیلومتری شمال شرق شهرستان کلاله و ۶ کیلومتری روستای گچی سو نزدیک آی تمر از توابع بخش مراوه تپه و برفراز قله کوه گوگجه داغ واقع شده است . عالم بابا در روایتی پدرزن خالد نبی معرفی شده است و خالدبن نسان (ع) از طایفه عرب و با نسب اسماعیل(ع) و متولد کشور یمن معرفی شده که ۵۲۸ میلادی وفات یافته و ۸۲ سال قبل از بعثت و ۴۲ سال قبل از تولد حضرت رسول (ص) می زیسته است . وی مروج دین مسیح بوده و طبق روایات محلی در اثر نفرین این پیامبر محصول هندوانه منطقه به سنگ تبدیل شده که این قطعات سنگ در کنار پنجره در داخل بقعه قرار داده شده است .

۱۶:۲۰ به مدت یک ربع ناهار را که یک ساندویچ محلی به نام بورگ بود خورده و به سمت گورستان باستانی خالدنبی حرکت کردیم. این آرامگاه در شرق بقعه ی عالم بابا و بر روی یک رشته تپه های خاکی که ارتفاع آنها به مراتب کمتر از ارتفاع محل زیارتگاه است ، قرار دارد. گورستان وسیع با منظره خیره کننده از مخمل سبز و گوناگونی گلهای وحشی و صخره ها و سنگهایی با اشکال عجیب و البته صدایی که تمثیل ابهامات ما بود، همگی به ابهت منطقه افزوده بود. رگه های موجود در تپه ها تصویری از امواج آرام آب را با ورزش باد تداعی می کرد.

چندین سنگ قبر را در لحظاتی کوتاه که مه در آغوش باد می رقصید، توانستیم ببینیم که خارج از محوطه اصلی آرامگاه قرار داشتند. طبق اطلاعات موجود از منابع معتبر: در محل گورستان به نظر می رسد بیش از ۶۰۰ سنگ مزار وجود داشته باشد. سنگها از سنگهای یکپارچه تراشیده شده و به سه دسته کلی تقسیم می شود:

۱.سنگ مزارهای استوانه ای ،بلند، مستقیم و عمود که به شکل احلیل مردان ساخته اند که احتمالا مخصوص گور مردان بوده ارتفاع آنها از حداقل ا متر تا ۵ متر و ارتفاع مرئی آنها از سطح زمین در این گروه از ۶۰ سانتی متر تا حداکثر ۴ متر می باشد.

۲. سنگهای صلیبی یا به شکل نیم کره شبیه سینه زنان که اندازه ی آنها کوتاهتر از سنگ مزارهای گروه اول و مقطع آنها مستطیل شکل می باشد که احتمالا مخصوص کور زنان بوده است.

۳. سنگ مزارهایی به شکل شاخ قوچ که در فرهنگ قدیمی ترکمنها قوچ مظهر قدرت و فرمانروایی است و نقش قوچ متداول ترین نماد قدمت ترکمن است. از حیث تعداد این سنگ مزارها کمتر از دو دسته ی دیگر هستند.

آنچه مسلم است این اشکال تنها نمادین بوده و به نظر نمی رسد باور این مردم در پرستش بوده باشد و ریشه ی آن از هند و آسیای مرکزی به این فرهنگ وارد شده است. ۱۸:۱۵ در محل اتوبوس بودیم و کمپ در همان محل برپا شد و گروهی از دوستان نیز در داخل مدرسه اسکان یافتند.

یکشنبه ۱۱/۱/۹۲ ساعت۹:۵۰ از محل کمپ به سمت تهران حرکت کردیم و پس از صرف ناهار در گلوگاه ساعت ۲۳:۲۰ در آزادی این برنامه به پایان رسید.

ضمن عرض خسته نباشید خدمت سرپرست محترم برنامه ، آقای امید علیدوست ، از زحمات ایشان و دوستانی که صمیمانه همکاری کردند، تشکر و قدردانی می شود.

هزینه برنامه : هر نفر یکصد هزار تومان

گزارش برنامه : سیما قانع

شرکت کنندگان :

الهام محمدی . سیما قانع .سلاله مهرور . مائده مهرور . جمال سجادی . مهناز بدر . مریم رحیمی . عماد سلامی . وحید مهربانی . زهره حقی . اکبر مهربانی . محمدحسین موسوی. مرصاد محمد قاسم . سهیل والی پور . معصومه خدایاری . ناصر ذاکری . محمد همتی . احسان جوادی . پدیده محمدی . سمانه محصصیان. امید سروری . هادی ملکی . شهناز محمدی . نعیمه ناصری . مهشید گنجوری . امید فدائیان . فرشته نیک نام . بهنام مهرداد . مجید دارابی . فروزان دارابی . میثم دارابی . محسن دارابی . احسان کاظمی . شکوفه میرزا آقا بیگی . امیر موسی پور . آذر فراهانی . محسن فتوحی . کیوان نجفی . امید علیدوست....

گروه کوهنوردی ایران کهن به پاس زحمات فراوان همنورد عزیزمان، سرکار خانم شهناز محمدی در این برنامه و تمام دوستان و همنوردان عزیزی که در این برنامه حضور داشتند به خصوص دوستان بسیار عزیزمان که از استان البرز قبول زحمت کردند و با حضورشان باعث بالا رفتن سطح کیفی برنامه شدند ، کمال تشکر و قدردانی را بعمل می آورد .

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:28

طی سال های 1917 تا 1919 ایران با وجود اعلام بی طرفی در جنگ جهانی اول، بیشترین آسیب را از این جنگ ویرانگر دید و در حدود نیمی از جمعیت کشور قربانی مطامع کشورهای بزرگ و استعمارگر آن دوران شدند.

طی سال های 1917 تا 1919 ایران با وجود اعلام بی طرفی در جنگ جهانی اول، بیشترین آسیب را از این جنگ ویرانگر دید و در حدود نیمی از جمعیت کشور قربانی مطامع کشورهای بزرگ و استعمارگر آن دوران شدند. اسناد این قتل عام قریب به 10 میلیون نفری همچنان در ردیف اسناد طبقه بندی شده و سری انگلستان قرار دارد و این کشور هنوز هم از انتشار آن ها ممانعت می کند. گزارش زیر با توجه به کتاب "قحطی بزرگ" نوشته دکتر محمد قلی مجد نوشته شده است که یکی از منابع انگشت شمار موجود درباره هولوکاست 9 میلیون نفری ایرانیان بوده و با استناد به اظهارات شاهدان و برخی اسناد تاریخی در دسترس نوشته شده است. عکس های مربوط به تلفات قحطی برگرفته از کتاب دکتر مجد و دیگر منابع تاریخی است.

با کشته شدن ولیعهد اتریش در سال 1914 جرقه جنگ جهانی اول زده شد. کشورهای روسیه، فرانسه و بریتانیا تحت عنوان "دول متفق" و کشورهای اتریش و آلمان به عنوان "دول محور" آغاز شد و سپس عثمانی، ایتالیا و ژاپن نیز با پیوستن به این گروه، میدان جنگ را به آسیا و خاورمیانه نیز گسترش دادند.

در زمان آغاز جنگ جهانی اول، وضعیت داخلی ایران بسیار متزلزل بود. اوضاع آشفته و نابسامان اقتصادی و سیاسی و مداخله بدون حد و مرز قدرتهای خارجی، ایران را تا آستانه یک دولت ورشکسته پیش برد. هشت روز پس از تاجگذاری احمدشاه قاجار، جنگ جهانی اول آغاز شد و مستوفی الممالک نخست وزیر ایران رسما موضع بی طرفانه ایران را به دول متخاصم اعلام نمود.


برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:28

به گزارش سایت "حرف تو "به نقل از قلم تو، موج وبلاگی "مدافعان حرم "تجدید بيعتي است ميان جوانان مسلمان ايراني با عمه سادات، حضرت زينب كبري(س). بيعتي كه رنگ حسيني دارد و بوي اباالفضلي چرا كه گِل شيعه را با غيرت سرشته اند و شعورش را با شور درآميخته اند

مقام معظم رهبري در این خصوص می فرمایند :«اين از آن قضايايي نيست كه دو روز، سه روز، پنج روز، يك هفته، يك سر و صدايي در دنيا درست كند، بعد رها شود. اينها اگر چنانچه به وسيله مسلمانها به طور كامل محكوم نشوند و بزرگان علمي و بزرگان روشنفكري و بزرگان سياسي وظيفه خودشان را در مقابل اينها انجام ندهند، اين فتنهها به اينجاها منحصر نميماند؛ بلايي به جان جامعه اسلامي ميافتد و روزبهروز اين آتش توسعه پيدا ميكند.

بايد جلوي اين فتنهها را بگيرند؛ چه از طرق سياسي، چه ازطرق فتواهاي ديني، چه از طرق مقالههاي روشنگرِ نويسندگان و روشنفكران و نخبگان فكري و سياسي دردنيا. توجه شود به اين كه در اين كارها دستهاي پنهان دشمن نشانههاي خودش را دارد نمايان ميكند؛ اين چيزي نيست كه انسان بتواند اين را نديده بگيرد. آنهايي كه براي تخريب يك اثر باستاني در دنيا عزا ميگيرند و هياهو ميكنند، در مقابل اين پديده سكوت كردهاند؛چه سازمانهاي بينالمللي، چه شخصيتهاي بينالمللي، چه سياسيوني كه از اين كوردلها دارند حمايت ميكنند؛ اين نشان دهنده اين است كه در قضيه داخلند؛ اين قضيه، دستها را نشان ميدهد.»

و همچنین رهبر مقاوم عربي، سيد حسن نصرالله، براي جوان شيعه، دفاع از حرم زينب(س) دليل نمي خواهد. راهنمايش دل است و بهانه اش دل. و دفاع از حرم بي بي، چيزي فراتر از حسابهاي اين دنيايي است. رشته اي است كه سرش در دست بانوي ديگري است

ما وبلاگ نویسان برای محکوم کردن این حمله تروریستی مطالبی را پیرامون"مدافعان حرم " در وبلاگمان منتشر مینمائیم. تا بار دیگر جلوه اي ديگر از غيرت شيعيان براي دفاع از حرم حضرت زينب (س) را به تصوير بكشيم و حماسه اي ديگر را خلق كنيم

لذا از همه وبلاگ نویسان خواهشمندیم که پستی را با موضوع "مدافعان حرم "درقالبهای خاطره، دلنوشته،گزارش،یادداشت،مصاحبه،عکس در وبلاگ های خود منتشر نمایند و لینک مطلب خود را در نظرات همین پست اعلام نمایند

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:28

در شبکه اجتماعی گوگلپلاس، هشتگی (tag#) با عنوان «قصه چادری شدنم» در جریان است که دختران چادری به بیان داستان انتخاب پوشش چادر خود و داستان اولین باری که چادر سر کردند، پرداختهاند.

منیره درباره داستان چادری شدنش این گونه نوشته است:

از قصه چادری شدنم تا عاشق چادر شدنم خیلی فاصله است. اصلا حجاب برای من جا نیفتاده بود، من برای بیرون مانتو هم نمیپوشیدم. دوست نداشتم به خاطر خانواده یا موقعیتم بپوشم. از اینکه چادرم با عقیدهام مغایرت داشته باشه بدم میآمد، میخواستم خودم پوشش بیرونم را انتخاب کنم. در بین فامیل دختری نداشتیم که حجاب را قبول داشته باشد چه برسد به چادر. انتخابش با خودم بود، با کلی هجمه از اطرافیان. اولین روزی که با حس کنجکاوی چادر پوشیدم، رویم نمیشد مدرسه بروم. با بابام رفتم، همه تعجب کرده بودند!

مامانم برای اولین روز چادری شدنم بهم هدیه داد. نمیفهمیدم چرا چادر اینقدر مهم است. برای امتحانات پوشیدم بعد گذاشتمش کنار، خیلی سخت بود. خب جای تعجب هم نداشت. بعد از مدتی چون میخواستم متفاوت باشم چادر پوشیدم، دوست داشتم هر تیپی رو امتحان کنم . دوستانم میگفتند بهت میآید. به کسی نمیگفتم ولی اصلا دوستش نداشتم، خیلی اوقات هم کنار میگذاشتم. با تیپم هم جور در نمیآمد، از اینکه یک روز بپوشم و یک روز نپوشم هم اذیت می شدم، ولی یک حسی بود که نمیتوانستم کامل کنار بگذارمش، همیشه هم با خودم کلنجار میرفتم که این چادر چیست که این همه بحث درباره آن هست؟ شاید به خاطر همین التهاب درونم بود که به یک مهمانی باشکوه دعوت شدم، جمع همهی خوبان جمع بود، من فقط دنبال یک سوال بودم.

قصه عاشق چادر شدنم یک حس است! حس که قابل بیان نیست. طلائیه جواب سوالم را به من داد. تازه فهمیدم یعنی چی وقتی میگویند طلائیه،عجب طلائیه. قصه عاشق شدنم از طلائیه است. وقتی برگشتم اطرافیان فکر میکردند تحت تاثیر جو تغییر کردم و دوباره بعد از یک مدت برمی گردم. شاید وقتی عاشق چادر شدم دوباره همه تعجب کردند! ارتباط دارد یا ندارد من ولی به این رسیدم «یهدی من یشاء و یضل من یشاء»

صدیقه نفیسی با به اشتراکگذاری عکس دخترش با چادر نماز، خاطره خود را این گونه نقل کرده است:

چادری شدن من قصهاش بر میگردد به مسئول نماز مدرسه بودنم در ابتدایی. اول چادر سفید گل گلی بعد چادر مشکی.

ناهید هارونی ولی به نکتهای دیگر اشاره دارد:

برای من قصه بعد از چادری شدنم برایم بیشتر اهمیت دارد. چادر برای من یه نقطه ی عطف شد.

ترانه نیز دلیل خاصی برای چادری شدنش ندارد و می نویسد:

قصه نداشت که. همه چادری بودند، ما هم شدیم. ولی الان نگه داشتن چادرم قصهها دارد که اگر بگویم از قصه هزارو یک شب میگذرد

بانوی مسلمان از شبی میگوید که مادربزرگش قواره چادری به اندازه او برای کس دیگری می دوزود. وقتی چادر را می دوزند و به صاحبش میدهند او بغض میکند و اینگونه می شود که برای او هم چادری می دوزند. او می نویسد:

مادربزرگم کفت :دیگر دخترمان خانم شده! انقدر خوشحال بودم که خدا می داند، تا صبح از ذوق اینکه می خواهم با چادر مدرسه بروم خوابم نمیبر ، چادرم را تا کردم گذاشتم بالای سرم، هیچ وقت ازخودم جدایش نکردم، از آن سال، مادربزرگم هر سال یک قواره چادر مشکی برایم می خرد و عمه ام برایم برش می زند.من با چادرم بزرگ شدم ، درس خواندم ، کار میکنم و کلا با چادرم زندگی میکنم، در گرمترین و سردترین هوا هم با آناذیت نشدم چون چادر مثل یک عضوی از وجود من شده است. آدم که از عضوش خسته یا اذیت نمیشود!

معصومه صفری از یار همیشگی اش نوشته است:

یکی بود یکی نبود. من بودم و چادرم. باهم دبستان رفتیم. باهم دبیرستان رفتیم. باهم دانشگاه میرویم. چادری شدنم قصه خیلی طولانی ندارد ، من یک روزبه دوستانم که چادر داشتند حسودی کردم، بهانه گرفتم، برایم چادر دوختند، چه مزه ای داد، قهر و لج بازی، که من چادر می خواهم، لذتش خیلی زیاد بود بعد اینکه چادر سر کردم بیشتر شد، اما با چادرم خاطره دارم خیلی، مثلا یه بار بابابزرگ که چشماش کم سو بود من را که دید گفتم سلام ، گفت سلام حاج خانم کلی قند در دلم آب شد، ذوق مرگ شدم حتی.

برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:28


برچسب: نویسنده: رضا شوقی زاده تاريخ: چهارشنبه 20 شهريور 1392 ساعت: 15:28

صفحه بندی